واقعی‌تر کردن شناخت از سینما، هدف اصلی آموزش است

 

با توجه با فضای فعلی سینما در یزد، آیا می‌توان گفت یزد در حال ایجاد یک جریان سینمایی با هویت مشخص است؟

     در حال حاضر ما در دوره خیلی خوبی به سر می‌بریم و فضای سینمایی یزد از پویایی لازم برخوردار است. ولی هنوز نمی‌توان چیزی به عنوان جریان سینمایی با تعریف تخصصی آن برای سینمای یزد تصور کرد. شرایط فعلی بیشتر حاصل اقتضای زمان است. افزایش جمعیت، دسترسی سریع و آسان به آرشیوها و منابع مکتوب و تصویری و ابزارهایی که ساخت اثر را تسهیل کرده‌اند باعث می‌شود افراد بیشتری تحت تأثیر قرار بگیرند. گسترش فضاهای آموزشی نیز نشان می‌دهد که این نیاز وجود دارد.

در این شرایطی که توصیف کردید آموزش چه شمایل جدیدی پیدا می‌کند و نقش اساتید سینما چگونه است؟

     نباید هنر را در رویکردی که آن را صرفاً حاصل شهود و اتفاقات درونی می‌داند محدود کرد. مثل تمام فنون دیگر، هنر هم نیاز به آموزش دارد؛ مشخصاً سینما اساساً یک فن است که در بعضی سطوح به هنر می‌رسد. دغدغه فعلی من به عنوان کسی که در سطوح مختلف با مباحث آموزشی درگیر هستم، چیستی سینماست. درباره قدرت، نفوذ و جایگاه سینما یک نوع حباب در ذهن علاقه‌مندان وجود دارد. انگار همه تمایل دارند فیلمی بسازند که با آن دنیا را تغییر بدهند. این تصور بسیار غیر واقعی است. ما باید تلاش کنیم شناخت از رسانه سینما را برای هنرجوی تازه وارد واقعی‌تر کنیم. دغدغه بعدی این است که کمک کنم تا هر فرد به یک مقیاس عینی برسد. اینکه فرد به یک مقیاس برسد تا بتواند درباره آثار قضاوت کند یا اثر خود را بسازد مهم است. نتیجه نداشتن مقیاس این است که اغلب افراد با همه چیز مخالف هستند و نمی‌توانند چیزی که از نظرشان درست است را توضیح بدهند.

علاقه‌مندان سینما در یزد نسبت به تهران یا شهرهای بزرگتر، حس عقب‌ماندگی دارند و تصورشان بر این است که فضای یزد آنها را بازنگه می‌دارد. نظر شما در این خصوص چیست؟

     چنین دیدگاهی بعضاً در میان فیلم‌سازها دیده می‌شود که البته شاید بخشی از آن هم ظاهری باشد چون در رابطه با فیلم کوتاه که الان موضوع صحبت ماست اتفاقاً فیلم ساختن در شهرستان‌ها بسیار ساده‌تر است. هزینه‌های تولید کمتر و تعدد سوژه‌ها و فضاها بیشتر است. البته این باور در پس ذهن افراد وجود دارد که این فاصله بسیار زیاد است و ایجاب می‌کند تا حتماً در یک فضای دیگر باشیم تا پیشرفت کنیم که می‌توان گفت بخشی از آن درست است.

با توجه موضوع جشنواره ملی فیلم کوتاه ساباط یزد که به یزد نگاه ویژه‌ای دارد، برای ما که در یزد زندگی کرده‌ایم و تغییرات یزد را دیده‌ایم متوجه هستیم که تصویری که در حال حاضر از یزد ارائه می‌شود بسیار تصنعی است. چگونه می‌توان به واقعیت یزد امروز در آثار سینمایی پرداخت؟

     باید بافت فرهنگی حال حاضر یزد را بیشتر از بافت سنتی مورد توجه قرار داد. نکته‌ای که در ایران با آن مواجه هستیم تعدد فرهنگ‌ها و اقلیم‌ها است. وقتی بحث یک شهر تاریخی مثل یزد می‌شود، تنها بحث معماری نیست و یزد تنها بافت تاریخی آن نیست که به ثبت جهانی رسیده بلکه بحث اصلی فرهنگ است که شامل خیلی از مسایل دیگر نیز می‌شود. تصویری که فعلاً در حال تبلیغ از یزد است، تصویر بسیار زیبایی است که با هدف جذب گردشگر صورت می‌گیرد و در جای خود درست هم هست ولی من فکر می‌کنم یزد را باید امروز و در زمان حال دید. بافت سنتی را در کنار دیگر عناصر جدید شهری یزد دید؛ در کنار لهجه یزدی، خانواده‌ای که می‌خواهد بچه‌اش به لهجه یزدی صحبت نکند را هم دید. آن طیفی که اتفاقاً دیگر آن اعتقادات مذهبی که یزدی‌ها به آن معروف هستند را ندارند را هم باید در نظر گرفت. این حل شدن رسوم گذشته در زندگی امروز ما را باید نشان داد این توجهات باعث عمق اثر می‌شود. این سخت‌گیری طبیعت با مردم یزد در گذشته دیدگاهی را در زندگی روزمره مردم ساخته که حاصل آن سازه‌ای به نام قنات است. باید دید این طبعیت یزد، در زندگی امروز ما چه تأثیری گذاشته است. توجه به این جزئیات است که یک اثر سینمایی را متفاوت می‌کند.

نظرات کاربران
    تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است.
نظر خود را بیان کنید
برای ثبت نظر وارد شوید.

ورود به سامانه