آموزش به معنای آزمون و خطا در حین اجرا نیست

به نظر می‌آید نداشتن روش ساختارمند در تربیت بازیگر در استان یزد باعث ایجاد کمبودهایی در این زمینه شده است.
این نه تنها به بازیگری بلکه به رشته‌های دیگر نیز باز می‌گردد. یعنی تنها به دلیل داشتن علاقه‌مندی هرکسی مجوز ورود به عرصه هنر را پیدا می‌کند. آسیب‌های این موضوع به خود فرد نیز باز می‌گردد که بدون آموزش صحیح وارد عرصه‌ای می‌شوند که شناخت صحیح و واقعی از آن ندارند. متولیان هنرهای نمایشی انگار تنها مسئولیت صدور مجوز را بر عهده دارند. مظلومیت دوستانی که علاقه و استعدادی در خود حس می‌کنند اینجا نیز مشخص می‌شود که علاوه بر کمبودهای دیگری که وجود دارد در عرصه آموزش نیز در حق آنها کوتاهی صورت گرفته است. هر ساله همت و بودجه صرف جشنواره‌هایی می‌شود که خروجی خاصی برای خود جامعه هنری و مخاطبان ندارد ولی در بحث آموزش غفلت صورت گرفته است. پایه تمامی رشته‌ها دانش است. بدون دانش انگار در حال حرکت در تاریکی هستیم. این تاریکی ما را دچار خطا می‌کند و به ما آسیب می‌زند.

آیا روشی که فرد در حین عمل و اجرا تجربه کسب کند و همین آزمون و خطاها را بهترین آموزش او بدانیم صحیح است؟
مخاطب چه گناهی دارد که باید آزمون و خطاهای هنرجو را تحمل کند. فکر می‌کنم باید شناخت در یک محیط آموزشی صورت بگیرد و از فرد آزمون‌هایی به عمل آید. در تجربه‌های اول نیز در حاشیه امور، مسئولیتی بر عهده فرد گذاشته شود تا بتواند مشاهده کند و به مرور مجال بروز و ظهور به او داده شود بلکه بتواند آنچه در درونش است را به بهترین شکل ارائه دهد. جدا از ذوق و علاقه و استعداد شما باید سواد کاری که می‌خواهی انجام بدهی را نیز داشته باشی. علاقه که به تنهایی اصلاً کافی نیست. فرد باید استعدادش را نیز داشته باشد. اگر استعدادی در او باشد، تازه ابتدای شناخت فرد از استعداد خود و عرصه‌ای است که می‌خواهد در آن فعالیت کند. دلایل بسیاری از ناکامی‌ها و سرخوردگی‌ها در افراد مستعد همین عدم وجود یک فضای آموزشی مؤثر است.

شما چگونه یک فرد علاقه‌مند را دریافت می‌کنید؟
من در ابتدا اگر فردی به مرحله‌ای رسیده است که علاقه خود را ابراز می‌کند و سماجت دارد زمانی را اختصاص می‌دهم تا هم خود فرد و هم دیگران این اطمینان را پیدا کنند که علاوه بر علاقه، استعدادی نیز در او هست. تازه شروع آموزش تئوریک و مباحثه با اوست تا کم‌کم وارد اجرا شود. تمرین با آموزش فرق می‌کند. تفاوت دارد وقتی در زمان آموزش به یک فرد می‌خواهی نحوه ایستادن رو صحنه را یاد بدهی تا در زمان تمرین از او می‌خواهی حالا اینگونه که من می‌گویم بایست و حتی چیزی هم از خودت به آنچه من می‌گویم اضافه کن. من برای کار خودم ابتدا آموزش را جداگانه پیگیری می‌کنم  و مرزش را تعیین می‌کنم و بعد وارد اجرا می‌شویم و به هنرجو یادآور می‌شوم که آنچه قبلاً گفتیم در اینجا از تو می‌خواهیم که ارائه بدهی. در ابتدا نیز هیچ مسئولیت کلیدی را بر عهده او نمی‌گذاریم. هیجانی که در تجربه‌های اول به فرد حمله می‌کند اگر غیر قابل تحمل باشد برای او مخرب است و لذت ماجرا را از او می‌گیرد.

مرز یک بازیگر حرفه‌ای کجاست؟
حرفه‌ای بودن در اثر ممارست و در حین تجربه‌های متعدد و مختلف و به مرور زمان رخ می‌دهد که فرد استعداد و دانش خودش را به اشکال مختلف ثابت کرده و در واقع به عنوان شغل به رشته خود نگاه می‌کند و به تعریف شخصی و فضای شخصی خود در بازیگری رسیده است و حتی در حال تحول در تعاریف و تکنیک‌های رایج بازیگری است و مرزهای این رشته را گاهی جابه‌جا می‌کند و می‌تواند افراد مستعد دیگری را نیز تربیت کند. حرفه‌ای بودن یک جایگاه نیست، یک مسیر است.

برگزاری جشنواره‌های هنری مثل ساباط یزد چه تأثیری می‌تواند بر فضای فرهنگی و هنری یزد داشته باشد؟
جشنواره باعث می‌‌شود هنرمند به لحاظ فکری چند رده بالاتر بایستد و انگیزه پیدا کند. زیباترین اتفاقی که در یک جشنواره رخ می‌دهد وقتی است که خود هنرمند قبل از اینکه نتایج توسط گروه داوری اعلام شود، حتی اگر اعتراف نکند ولی در فضای شخصی خود متوجه ضعف اثرش می‌شود و به قوت آثار دیگران پی می‌برد؛ این بزرگترین تربیتی است که برای هنرمند اتفاق می‌افتد.

نظرات کاربران
    تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است.
نظر خود را بیان کنید
برای ثبت نظر وارد شوید.

ورود به سامانه