چهره مهربان سینما شامل حال همه نمی‌شود

دغدغه یادگیری و به روزآوری مداوم سطح دانش، چقدر در بدنه فعالان سینمایی یزد وجود دارد؟
یزد چندین سال است که در کنکور اول است ولی چرا اگر اجبار را برداریم نخبه‌ای در بین ما تربیت نمی‌شود! چرا نخبه‌های خودساخته کمی داریم! ضمن اینکه یادگیری در سینما صرفاً با نشستن در خانه و خواندن متون مختلف حاصل نمی‌شود. من خودم برای شرکت کلاس‌های مهرداد اسکویی در موسسه کارنامه به مدت ۶ ماه، آخر هفته‌ها به تهران می‌رفتم و بر می‌گشتم. وقتی دغدغه فرد سینما شد دیگر با آن نباید شوخی داشته باشد. نباید با عمر خودمان شوخی کنیم.  به ویژه اگر محل ارتزاق کسی از سینما باشد دیگر سهل‌انگاری بسیار خطرناک است که با حرفه خود خنثی برخورد کنیم. چرا که ممکن است زندگی فرد از هم بپاشد.
هر چند بعضی رویدادها و دوره‌های آموزشی وجود دارد ولی خیلی کم است و به یک جریان پیوسته تبدیل نمی‌شود تا آزمون و خطاها در فضای آموزشی صورت گیرد نه در فضای حرفه‌ای. باید یک احساس نیاز دائمی به یادگیری در فضای فعالان سینمایی وجود داشته باشد و برای آن ارزش‌گذاری بیشتری شود. دست کشیدن از یادگیری، مرگ کاری سینماگر را رقم می‌زند. من فکر می‌کنم یک نسلی از فیلم‌سازانی که از یزد شروع کرده بودند و به شناخت نسبی رسیده‌اند دیگر از این شهر کوچ کرده و این ارتباط با نسل‌های بعدی شکل نگرفته است؛ برای همین برخی از چرخه‌های معیوب دوباره تکرار می‌شوند.

 این بی‌رحمی که سینما با فعالان خود دارد از کجا نشأت می‌گیرد؟
بی‌رحم است چون نمی‌توان در آن دروغی را درباره توانایی و شخصیت خودت ارائه بدهی. اثر تو همه چیز را نمایان می‌کند. شاید افرادی با جوسازی خودنمایی کنند. ولی در اثر اول یا دوم خود تمام می‌شوند. دانستن تئوری سینما ربط اساسی با ساختن اثر ندارد. سینما یک مهارت عملی است که به دانشی فراتر از تئوری‌های سینمایی نیاز دارد.
شاید بخشی از بی‌رحمی سینما به علت بازی‌هایی که رقابت بر سر شهرت و ثروتی که در آن جریان پیدا می‌کند نیز باشد. روش‌های جنون‌آمیزی که در این مسیر پیش می‌آید می‌تواند آدم را نابود کند. سینما نیاز به انسان‌های هوشمندی دارد که بر اساس دغدغه شخصی خود مسیر درستی را بسازند و طی کنند.
سینما شأن خاصی برای کسی در نظر نمی‌گیرد و فضای امن شخصی برای افراد نمی‌سازد. مدام باید روش‌های جدید روایت، ساخت، ابزارهای روز و امکانات جدید آنها، مهارت‌های جذب بودجه و خیلی از ظرایف دیگر را تمرین کنی و آماده باشی. چند نفر از علاقه‌مندان امکان تحصیل در رشته دانشگاهی مرتبط با سینما را دارند. چند نفر از فارغ التحصیلان در این رشته‌ها امکان ورود به بازار کار را دارند و در بین این افراد چند نفر می‌توانند یک اثر جدی و قابل اعتنا ارائه دهند. خود سینما، افرادش را انتخاب و تربیت می‌کند.

چرا جشنواره‌ها در یزد تداوم پیدا نمی‌کنند. آیا می‌توان یک جشنواره سینمایی با هویت مشخص برای یزد تصور کرد یا هنوز به آن مرحله نرسیدیم؟
وجود این جشنواره‌های متعدد در گذشته  نشان می‌دهد که توانایی برگزاری جشنواره را داریم ولی چرا تدوام پیدا نکرده‌اند و به مرحله تأثیرگذاری و جریان‌سازی نرسیده‌اند به بررسی‌های زیادی نیاز دارد. مهمترین آن تمرین رفتار جمعی است. رفتار صنفی با تکیه بر خرد جمعی به این معنی نیست که مداوماً همدیگر را تأیید کنیم ولی نباید باعث خفه شدن یک دیدگاه شویم. بلکه باید عرصه سینما را فراخ‌تر کنیم. برگزاری این رویداد به خوبی ضعف‌های ما را در این بخش هویدا می‌کند و خود تمرین گروهی اجرایی کردن است.

با توجه به اینکه در شورای تخصصی اولین دوره جشنواره ساباط حضور دارید، نظر شما درباره آینده این جشنواره در یزد چیست؟
یزد، یکی از وجوه مشترک بین همه ماست. یزد ثبت جهانی شده است و این یکی از پتانسیل‌های خوبی است که بتوانیم جشنواره فیلم ساباط را به عنوان یک نماد سینمایی در یزد معرفی کنیم. حتی یزد این امکان را می‌دهد تا به بین‌المللی بودن این جشنواره نیز بیاندیشیم. نگاه ساده‌انگارانه به اثر سینمایی و چیزی که عرضه می‌کند و روال مرسوم در فضای سینما باعث الکن ماندن یک اثر می‌شود. باید با یک نگاه جدید و مبتنی بر پژوهش جزئی‌نگر به موضوع یزد و میراث فرهنگی پرداخت. مثلاً سازه آب‌انبار، باید دید انتخاب زاویه دید سازنده اثر برای نزدیک شدن به موضوع چیست. آیا موضوع معماری این سازه هست؟ آیا موضوع خود آب است؟ آیا می‌خواهد به نقش حیاتی آن در زندگی گذشته شهری بپردازد؟ قرار است با چه لحن و چه فرمی بیان کند؟ آیا اصلاً موضوع خشکسالی است و آب‌انبار تنها یک کلید ورود به موضوع اصلی است. یزد هیچ وقت برای هنرمندان تمام نخواهد شد. مخصوصاً هنرمندانی که از همین اقلیم باشند.

نظرات کاربران
    تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است.
نظر خود را بیان کنید
برای ثبت نظر وارد شوید.

ورود به سامانه